امروز: جمعه، 25 آبان 1397

ماهنامه فژه سنج

رسانه ای نوین در صنعت نقشه برداری و ژئوماتیک

 

تعالی جامعه نقشه برداری در گرو توسعه سازمانی و فرهنگ صنفی


اگر با مسئولان و فعالان رشته نقشه برداری هم کلام شوید، خواهید دید که بسیاری از آنها معتقدند که در رشته نقشه برداری ارتباط بین دانشگاه و صنعت نیاز به تقویت دارد. خواسته ای که به مناسبت های مختلف مطرح می شود. چندی قبل که بحث تغییرات دروس و مباحث رشته نقشه برداری داغ تر بود، یکی از موارد چالشی این بحث، وضعیت دروس عمرانی و تعداد آن ها در برنامه جدید و اختلاف نظرات بیشتر حول این مساله بود که حذف دروس عمرانی از برنامه درسی، در آینده موجب فاصله گرفتن فارغ التحصیلان از عمده بازار کار رشته که ساختمان و راه است خواهد شد.

 

از سوی دیگر، برخی از کارشناسان امر معتقدند که برای تقویت بنیه دانشجویان در زمینه تخصصی رشته از جمله علوم و فن آوریهای نوین مانند فناوری های جدید در زمینه فتوگرامتری، پهپادها و تصاویر ماهواره ای لازم است از دروس عمرانی کاست، تا بتوان مباحث جدید را در برنامه درسی گنجاند. البته وجود این چالش به علت محدودیت برنامه درسی و تعداد واحدهای قابل ارائه در طول مقاطع تحصیلی است.


اما مساله فقط دروس عمرانی نیست، یک دسته بندی دیگر برای امور اجرایی نقشه برداری، مربوط به حوزه صنعت است و از جمله کاربردهای رشته، می توان به حوزه صنعت نفت و گاز و پتروشیمی و صنعت برق و انرژی اشاره کرد. جایی که به سبب ماهیت دیگرگون فعالیت ها و شرایط خاص آن ها، خدمات نقشه برداری در آنجا متفاوت از محیط کارگاه های عمرانی و راه سازی است. بنابراین، انتقاد دیگری که در مورد برنامه درسی رشته وجود دارد، عدم وجود دروس مرتبط با کاربردهای رشته در صنعت است.


طبیعتا فارغ التحصیل مقطع کارشناسی رشته، برای ورود به بازار کار اجرایی، باید دارای آمادگی های اولیه و شناخت کافی از زمینه ای که می خواهند به عنوان مهندس نقشه بردار در آن فعالیت کنند، داشته باشند. برای این منظور افراد باید در طی دوره تحصیلی و در دانشگاه با گذراندن واحدهای تئوری و عملی مناسب به این توانایی رسیده باشند. اتفاقی که متاسفانه برای درصد بالایی از فارغ التحصیلان رخ نمی دهد.

 

جالب این که، در چنین شرایطی گاهی مشاهده می شود که افرادی با تخصص هایی غیر از نقشه برداری همچون عمران و معدن و به صرف آشنایی به کار با دوربین های نقشه برداری صاحب فرصت های شغلی در حوزه نقشه برداری می شوند، درحالی که خیلی از دانشجویان نقشه برداری بعد از فارغ التخصیلی توانایی استفاده از دوربین را نداشته و آشنایی شان با آن در حد حمل و نقل دوربین و سه پایه در کلاس های عملیات نقشه برداری و چندبار ایستادن پشت دوربین خلاصه می شود و اعتماد به نفس لازم برای استفاده از دوربین و گرفتن و به سرانجام رساندن پروژه های نقشه برداری را ندارند۲. این مساله سبب می شود نقشه برداران در موقعیت های شغلی، از موضع قدرت ظاهر نشده و ناخودآگاه در کارگاه ها و محیط کار نتوانند از موقعیت و حقوق حقه خود دفاع کنند.


این نگاه، از آن سوی قضیه نیز وجود خواهد داشت و منجر به بی توجهی به جایگاه و عدم شناخت واقعیت رشته نقشه برداری شود. مساله ای که در حال حاضر وجود داشته و نمی توان آن را کتمان کرد که بخشی از پروژه های نقشه برداری درکشور توسط اطراف و شرکت هایی تصاحب می شود که نقشه برداری جزو اولویت های تخصصی آن ها نیست. یا چنانکه در ارگان ها و موسسات دولتی و در حوزه مرتبط با فعالیت های صنعتی و عمرانی می بینیم، به رغم اهمیت بی بدیل نقشه برداری و کاربردهای آن، جایگاه واقعی و متناظر با تاثیرگذاریش در ساختار اداری آن سازمان یا ارگان را بدست نیاورده است.

 

از این جنس، نمونه های زیادی می توان مثال زد: وضعیت نامطلوب نقشه برداری در سازمان های نظام مهندسی ساختمان و معدن که می توان به مشکل اخذ و ارتقای پروانه های نقشه برداری یا معضل ارجاع کار اشاره کرد. عدم حضور رشته نقشه برداری در سازمان نظام مهندسی کشاورزی، در حالی که این صنعت در قسمت های مختلفش از تفکیک و تسطیح گرفته تا تفسیر عکس های ماهواره ای، درگیر خدمات نقشه برداری است. تکاپوی فعالان صنفی نقشه برداری برای اجرایی کردن ماده 33 قانون نظام مهندسی و کنترل ساختمان در تهران و تماماستان های کشور در کش و قوس بین شهرداری، وزارت راه و شهرسازی و سازمان نظام مهندسی ساختمان.

 

چه کسی باید پیگیر این مطالبات باشد؟ اگر وزارت صنعت، معدن و تجارت و سازمان های نظام مهندسی معدن -که متولیان آنها از خانواده معدن هستند- حافظ و نگهبان منافع جامعه معدن است، و اگر وزارت راه و شهرسازی و سازمان های نظام مهندسی ساختمان -که متولیان اصلی آن ها از خانواده عمران و معماری هستند- حافظ و نگهبان حقوق جامعه خود باشند، در این صورت چه کسی یا چه مرجعی یا چه تشکلی باید حقوق جامعه نقشه برداری با همه گرایش های متنوعش از نقشه برداری ساختمانی و کاداستر گرفته تا سنجش از دور و GIS را مطالبه کند؟ چرا در سطح حاکمیتی و دولتی، کسی که به دنبال منافع جامعه نقشه برداری باشد وجود ندارد؟ چرا هیچ یک از سران مملکتی، وزرا، وکلای مجلس و چهره های شناخته شده کشور نقشه بردار نیستند؟ و چگونه می شود که در دوره ای، رئیس سازمان نقشه برداری کشور خود نقشه بردار نباشد؟!

اما نتیجه استمرار این وضعیت چه خواهد بود؟ یک پاسخ می تواند به این ترتیب باشد: عدم تخصیص مناسب بودجه به ادارات، تحقیقات و فعالیت های نقشه برداری کشور، عدم آشنایی کافی مدیران ارشد و تصمیم گیران مملکتی و شناخت واقعی توانایی های رشته و، عدم بهره مندی جامعه از خدمات این رشته.


اما مساله به همان جا ختم نشده. زیرا بازتاب این اتفاقات، ذهنیت افکار عمومی را شکل می دهد و در نتیجه می بینیم که رشتهنقشه برداری، بصورت یک زمینه مشخص ومستقل، با گرایش ها و بروز مختلفش در افکار عمومی جا نیفتاده است. ذهنیت عمومی کماکان محدود به این است که نقشه برداری یکی از شاخه های رشته عمران است و از نظر اهمیت بعد از گرایش های دیگر مانند عمران، سازه، سد، راه و غیره قرار می گیرد و حتی برای بسیاری تمییز بین نقشه برداری و نقشه کشی گاهی سخت می شود!


برای اکثر مردم واژه های عمران، معدن، کشاورزی و یا حتی هوافضا تداعی کننده نام گستره های واحد، مستقل و با حد و مرز معینی از علم و فن آوری است، با تعریف های مشخص و زمینه فعالیت های خاص بعنوان یک رشته. اگر هم اطلاعات کافی برای تعریف آن ها نداشته باشند، دست کم، ضرورت، موجودیت و استقلال آن ها در نظرشان محرز است. حال این سوال پیش می آید که، آیا رشته نقشه برداری با گستردگی فراوان گرایش هایش که هر روز و با پیشرفت تکنولوژی، افق نوینی از امکانات و کاربردهایش بر بستری جدید می تابد، جایگاهی نازل تر از عناوین مذکور دارد؟ اگر کسی در پاسخ به این استفهام انکاری شک داشته باشد، در آن صورت باید به فهمش از واقعیت این رشته تردید کرد!


هدف از این نوشته بیشتر طرح مساله بود و بهانه ای برای اندیشیدن. بالطبع برای رسیدن به راه کار یا حداقل یافتن پاسخی کارشناسانه برای پرسش های مطرح شده، باید به سراغ صاحب نظران امر رفت. اما میتوان بعنوان عضوی از جامعه نقشه برداری در این باره طرح نظر کرد.

جامعه نقشه برداری برای دستیابی به اهداف خود استیفای حقوق و رسیدن به جایگاهی که درخور آن باشد احتیاج به توسعه زیرساختی و سازمانی رشته دارد که این مهم نیاز به مطالبه از درون سازمانهای دولتی و مجاری قانونگذار دارد. و برای پیگیری این راه باید همکاری کرد که افراد دلسوز از متن جامعه نقشه برداری به منصابی در این مراکز برسند تا از آن جایگاه به توسعه ساختاری جامعه نقشه برداری کمک کنند. و این امر منوط به انسجام و هماهنگی عمل بدنه جامعه نقشه برداری است.

 

بنابراین وظیفه فرد فرد این جامعه در وهله اول توجه به اهداف و منافع جمعی و صنفی –که بالتبع منفعت های شخصی درگرو تامین منافع جمع خواهد بود- در مرحله دوم، تلاش برای توان مندسازی و ارتقای کیفی تخصص اعضای صنف و سپس تبلیغ و فرهنگ سازی استفاده از خدمات، امکانات و توانایی های نقشه-برداری در جامعه و کشور. حلقه وصل بین ارکان مختلف صنف از اعضا و فعالین و مسئولین سازمانی، تشکل های صنفی بوده که می طلبد تمام اعضای صنف نسبت به وضعیت و کارکرد تشکل ها حساس بوده و همواره فعالیت های این تشکلها تحت نظر باشد.


نقشه برداری پتانسیل تعالی را دارد، تعالی ای که لازمه اش توسعه بستر ساختاری و تشکیلاتی آن است و البته که بدون ترسیم مرزهای رشته بنحوی که تمام گرایش ها و تخصص های خود را شامل باشد، امکان پذیر نیست.


سخن به استقلال رشته کشید. بحثی بنیانی و چرایی که در عمق مسائل و چالش های رشته پنهان است و هر بار با ریشه یابی معضلات و مشکلات رشته نمایان می شود. موضوعی که نظرات پیرامون آن متکثر و متفاوت است و اصولا هر کسی از زاویه نگاه و موقعیت خود به آن می پردازد.

 

بدون ورود و قضاوت درباره نظرات موافقین و مخالفین این نظریه و با تمام احترام به آرای صاحب نظران و فعالان رشته که معتقدند پیگیری استقلال رشته موجب از دست رفتن موقعیت های شغلی فعلی نقشه برداران می شود، باید گفت که اگر توسعه رشته بر همین منوال پیش رود که پراکندگی آن به حالت تشتت درآید، بعید نیست که روزی برسد این رشته چند تکه و گسسته شود. اما اگر از امروز ترسیم خطوط و مرزهای آن را شروع کنیم، شکلی صورت خواهد بست که دامنه و حدود این رشته را تعریف خواهد کرد و در آینده اینطور نخواهد بود که جغرافیا و معدن مدعی سنجش از دور، ژئوفیزیک مدعی ژئودزی و IT و زمین شناسی مدعی GIS شوند.


نقشه برداری می تواند چون درخت ریشه دار، رشید و پرثمری باشد که ضمن اینکه تنه قطور آن بر ریشه های عمیقی استوار است، شاخه های پر برگ و میوه اش نیز در دسترس دیگران باشد. اما آنچه که مهم است، شاخ و برگ و محصول آن متمایز است و کسی نمی تواند مدعی آن ها شود، چون وابسته به تنه واحدی است به نام نقشه برداری، یا هر نام دیگری که برای آن قرارداد کنیم.


ارجاعات:


۲قبلا در درس کارورزی پایان دوره، دانشجویان اجبارا و به صورت عملی در محیط کار قرار گرفته و درگیر اجرای پروژه و مساله خاص آن می شدند که متاسفانه امروزه و به دلیل عدم تامین هزینه اردوها، درس کارورزی تبدیل به کارآموزی شده است. گرچه بنظر می رسد این وضعیت بیشتر باب میل دانشجویان باشد که گذراندن دوره کارآموزی راحت تر و تدارکات آن برای مسئولین دانشگاه ها کم دردسرتر است.


۳) تبدیل گروه های نقشه برداری در دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی و دانشگاه تهران شاهد صدقی بر این مدعاست که باید آن را در راه توسعه و گسترش سازمانی جامعه نقشه برداری به فال نیک گرفت.


ارسال نظر

نام:*
ایمیل:*
متن نظر:
  • winkwinkedsmileam
    belayfeelfellowlaughing
    lollovenorecourse
    requestsadtonguewassat
    cryingwhatbullyangry
کد را وارد کنید: *
عکس خوانده نمی شود