امروز: پنج شنبه، 30 فروردین 1397

ماهنامه فژه سنج

رسانه ای نوین در صنعت نقشه برداری و ژئوماتیک

 

 

 

گفت و گو اختصاصی ماهنامه فژه سنج با پروفسور پرویز کردوانی

دریاچه ارومیه دیگر احیا نمی شود

پروفسور پرویز کردوانی از جمله چهره ماندگار، نشان درجه یک دانش، پژوهشگر نمونه، استاد نمونه و مولف برگزیده را دارند و افزون براین امسال بعنوان نخبه کشور انتخاب شده اند.

وی درباره پایش نشست دشت های رفسنجان و اطراف دریاچه ارومیه معتقدند که به جای آنها باید به فکر دشت هایی بود که آب شیرین دارند.

شیوه شکل گیری دریاچه ارومیه و وضعیت آن در زمان قبل

یک تا یک و نیم میلیون سال پیش، وقتی از کوه سبلان آتشفشان بالا آمد، دو چاله ایجاد شد، یک چاله شهرستان میانه در آذربایجان شرقی و یکی هم اینجایی که دریاچه ارومیه واقع شده است. و دریاچه در ابتدا خیلی بزرگتر از وضع فعلی بود. در سال 45 دریاچه پر از آب بود و تقریبا 32 میلیارد متر مکعب آب داشت. دریاچه بعد از بحرالمیت شورترین آب را داشت و در آن ماهی به عمل نمی آمد و تنها موجودی که در آن می زیست، آرتمیا بود. علاوه براین، 102 جزیره داشت که یکی از آنها مسکونی بود که با قایق به آن تردد می کردند و یکی هم حیات وحش بود. اطراف این دریاچه و در لب آن در بیشتر نقاطش لجن بود. از ارتفاعات که برگ درختان همراه بارندگی به سمت دریاچه می آمد، در لب دریاچه لجن درست می شد که نام علمی آن هوموس بود که در آب شور می پوسید و به اضافه سدیم بنام علمی هومات سدیم خوانده می شد که مردم می آمدند و در آن می خوابیدند. پس درباره اهمیت دریاچه یکی اینکه اکوسیستم آبی بود و بعلاوه 102 اکوسیستم خاکی داشت و اکوسیستم حیوانی داشت که گاومیش بود. گاومیشی که سازمان ملل سالهاست که پول می دهد تا گاومیش از بین نرود

مردم اطراف دریاچه ارومیه برای برداشت نمک، چاله هایی در کنار دریاچه می کندند و در آن از آب دریاچه می ریختند تا آخر تابستان از آن مقداری نمک بدست می آمد. وضعیت دریاچه آنقدر عالی بود که 6 شهری که در سمت شرق دریاچه بودند، ملکان، بناب، آذرشهر، عجب شیر، اسکو و شبستر که در استان آذربایجان شرقی واقع اند از هوای خنک دریاچه استفاده می کردند. من خودم در آذرشهر بودم یادم است که زمانی آب دریاچه آنقدر بالا آمده بود که داشت به ساختمان ها می رسید. خلاصه اینکه در دهه 50 کم کم امکانات توریستی به آن اضافه کردند و کشتی گذاشتند و چند تا بندر زدند و در نتیجه رفت و آمد توریستها در آنجا زیاد شد. حتی بعضی از توریستها آرتمیا را بصورت مخفیانه با خود می بردند به کشورهایشان چراکه در آنجا آرتمیا وجود نداشت. دریاچه ارومیه این چنین آباد بود.

توسعه ناپایدار، توسعه شهر و صنعت به بهای نابودی طبیعت

اما بعد از گذشت سال ها شهرها توسعه پیدا کرد و به هدف خودکفایی، کشاورزی به صورت سطحی افزایش یافت. در آن نواحی صنعت بوجود آمد و در نتیجه توسعه شهرها، صنعت و کشاورزی، مساله آب مطرح شد. و آب شد دغدغه مردم. در آن سالها، از شاگردان من که از اهالی آن منطقه بودند و بعضا برخی از آنها بعدا مسئولان محلی و حکومتی شدند، در سر کلاس می گفتند که آب دریاچه ارومیه دارد هرز می رود. و نه تنها درباره دریاچه ارومیه، بلکه درباره دیگر حوضه ها و باتلاقها مانند باتلاق گاوخونی و رودخانه کر می گفتند که آب دارد هرز می رود. آن ها اعتقاد داشتند این آبها را بدهید برای توسعه و فعالیت و توسعه شهرها، توسعه صنعت و توسعه کشاورزی. مساله آب پیش آمد و در آن زمان که حتی یک سد در منطقه وجود نداشت، شروع کردند به سدسازی و برای آن هم قانون گذراندند که برای مصرف آب سد اولویت بندی شود. اول آب شرب شهری، بعد آب مصرفی صنعت و بعد کشاورزی. البته در کشاورزی و از حدود سال 1340 از چاههای عمیق و نیمه عمیق در اطراف دریاچه استفاده می شد و از دوره پس از انقلاب این امر افزایش یافت. سطح باغات و کشت چقندرقند افزایش یافت، و کارخانه قند تاسیس شد و مردم و مسئولین خودشان دست به توسعه در منطقه زدند و آب را برای مصرف شهرها و صنعت استفاده کردند. تا اینکه کم کم متوجه کاهش سطح آب دریاچه شدند.

دریاچه ارومیه حوضه آبریز است. یعنی پست ترین نقطه که در آن هم آب سطحی رودخانه ها می ریزد، هم آب زیرزمینی و هم آب باران. کسی حواسش به چاه های کشاورزی اطراف رودخانه نبود. کشاورزان که دیدند آبهای سطحی بدلیل ساخت سدها کم شده است، سراغ چاه زدن رفتند. مثلا در نشریه بین المللی عمران آب نوشته شده از سال 72 جریان آب دریاچه ارومیه برعکس شده است.

چگونه دریاچه ارومیه بیمار شد؟

به دریاچه ارومیه آبهای سطحی و زیرسطحی می ریخت که آبهای سطحی را با سد گرفتند و آب زیرسطحی ماند که آّبهای زیرسطحی طبق قانون ظروف مرتبط آب از سطح بالاتر به سطح پایین تر حرکت می کند. در واقع دریاچه ارومیه را چاه ها مریض کردند. وقتی برداشت آب زیرسطحی تا حدی است که دریاچه تغذیه شود، مساله ای نخواهد بود، ولی وقتی برداشت آب زیرسطحی بیش از حد شود، جریان آب از دریاچه به سمت چاه ها برعکس می شود. اول گفتند 23 هزار حلقه چاه آب غیرمجاز، بعد گفتند 53 هزار حلقه و یکسال پیش مدیر کل مدیریت بحران گفت 88900 حلقه چاه آب غیرمجاز در اطراف دریاچه زده شده است. بارندگی ها کم شد، آبهای سطحی بسته شد و آب چاه ها دریاچه ارومیه را مریض کرد. ولی در دریاچه ارومیه با زدن این چاه ها جریان آب زیرزمینی طبق قانون ظروف مرتبط برعکس شده است و دریاچه مریض شده است. دریاچه ارومیه بیشترین عمقش 16 متر است که در قسمت شمالی آن است. در حالی که چاه ها در عجب شیر تا 90 متر رسیده و یا شبستر تا 200 متر پایین رفته است.

در مرداد سال 91 نماینده آذربایجان، قاضی پور دربرنامه ای از من خواستند که یک طرح کوتاه مدت و یک طرح بلند مدت برای دریاچه بدهم. من آن موقع نمی دانستم وضعیت دریاچه به چه مرحله ای رسیده است و چاه ها چه کرده اند با دریاچه. من فکر می کردم که از رود زاب صغیر که سال 45 آنرا دیده بودم که از سردشت سرازیر می شود و به عراق می ریزد، آب را برگردانیم و به دریاچه بریزیم. چون در ارومیه آبی نیست. رود ارس هم فاصله اش تا دریاچه زیاد است. باروری ابرها هم صحبتش بود ولی نشد. در موافقت با درخواست قاضی پور، برای بازدید از دریاچه به سمت منطقه رفتم و از شهرهای ملکان، آذرشهر و شبستر شهر به شهر دور زدم. از آذربایجان شرقی به آذربایجان غربی. و وقتی رسیدم، نشستم گریه کردم و گفتم دریاچه باید خشک شود .

دلایلی بیماری دریاچه و عدم امکان احیای آن

در مجله KWC مورخ مهر 93 در گفتگو با سید مجتبی نبوی رضوی، مدیر کل دفتر بهبود بهروری و اقتصاد آب و آبفای وزارت نیرو از وی سوال پرسیده اند سیاست های توسعه کشاورزی و الگوی کشت و قیمت محصولات کشاورزی چه تاثیری بر روی منابع آب داشته است؟ که وی در جواب گفته اند: "بهترین نمونه برای توسعه ناپایدار، دریاچه ارومیه است. کارشناسان می گویند اگر در حوضه دریاچه ارومیه به روال گذشته کشاورزی می شد، این اتفاق برای دریاچه نمی افتاد. ما آمدیم کشت باغی، چغندر قند و علوفه را در آنجا توسعه دادیم که همگی محصولات آب بری هستند. و با برداشت بی رویه آب از چاه های اطراف دریاچه، منابع آب سفره ای اطراف تخلیه شد. و طبق قانون ظروف مرتبط، آب دریاچه بصورت معکوس به سفره های زیرزمینی وارد شد. در نتیجه این جریان معکوس آب چاه ها هم شور شد."

برای آبهای سطحی دریاچه فکر شده بود، ولی آبهای زیرزمینی فراموش شد. اگر برداشت از سفره های زیرزمین بمیزان متعادل انجام شده بود، الان می شد به دریاچه آب بست و آن را احیا کرد. ولی با این وضعیت نه. با چاه های عمیقی که در اطراف زده شده است، دریاچه مریض شده و هرچه آب به آن ببندند از زیر آن می رود.

از 17، 18 سال پیش که محیط زیست متوجه کم شدن سطح آب دریاچه شد، بدون توجه به مساله آبهای زیرسطحی، نظر دادند که سدهایی که وزارت نیرو ساخته است باید شکافته شود و آب آن به دریاچه برسد. از یک نظر اینها حق داشتند، زیر 1و نیم میلیون سال قبل وقتی که هیچ انسانی در ارومیه نبود، تمام این آبهای سطحی به حوضه آبی که دریاچه ارومیه بود می ریخت. اگر حواس ها متوجه آبهای زیرزمینی بود، این اتفاقات نمی افتاد. یک راه حلی که داده شده این بود که از رود ارس آب به دریاچه برسد که با این طرح مخالفت شد، چون ارس آنقدر آب ندارد. پیشنهاد من این بود که از زاب صغیر آب برسانیم که با آن مخالفت شد که زمان زیادی می برد و در ضمن آب این رود هم زیاد نیست. طرح بعدی راه اندازی سیستم باروری ابرها بود که امتحان کردند ولی جواب نداد. پیشنهاد دیگر دریای خزر بود که با آن نیز مخالفت شد چرا که هزینه برق این طرح بسیار بالاست.

تشکیل ستاد ملی احیای دریاچه ارومیه

بعد از این بود که شورا (ستاد ملی احیای دریاچه ارومیه) را تشکیل دادند. دکتر جهانگیری معاون اول رئیس جمهور بعنوان رئیس ستاد و دکتر کلانتری بعنوان دبیر ستاد و مجری طرح منصوب شدند. که کلانتری از چند دانشگاه کشور مانند صنعتی شریف و دانشگاه تهران و به گفته خودشان از 500 دانشگاهی و کارشناس داخلی و 50 کارشناس خارجی دعوت کردند برای ارائه طرح جهت احیای دریاچه ارومیه. چندین طرح تهیه و به دولت پیشنهاد شد که دولت آنها را تصویب کرد. طبق این طرحها چندین کار قرار شد که انجام شود و اولین آنها طرح نکاشت بود.

دیدند آب سدها را نمی توانند بگیرند، انتقال آب ارس هم امکان پذیر نیست، آب زاب صغیر هم منتقل نمی شود (چون از آن برای آب-رسانی به مهاباد و نقده استفاده می شود)، پس به این نتیجه رسیدند که از آب کشاورزی بگیرند. فکر اینها این بود که توسعه کشاورزی باعث بوجود آمدن این وضعیت و نابودی دریاچه شده که من هم قبول دارم، ولی اینان گفتند که باید از آب کشاورزی کم کرد و به دریاچه ریخت. با این حال کاهش سطح آب دریاچه ادامه پیدا کرد و گفته بودند که 3 میلیارد حجم آب دریاچه بوده که الان 2 میلیارد آن باقیمانده و 30 سانتیمتر سطح آن پایین آمده است. در واقع آب در یک گوشه دریاچه باقیمانده است که مثل گودال می ماند که شوری آب در آنجا بحدی است که آب بصورت بستنی می ماند و قابل شنا کردن هم نیست، چون فرد در آن فرو می رود. بنابراین اولین طرح ستاد، طرح نکاشت بود که برای آن اعتبار تخصیص دادند و در دو روستا دفتر تاسیس شد. یک دفتر فرهنگی و اجتماعی در آذربایجان شرقی و یکی در آذربایجان غربی در اداره کل مدیریت بحران برای اجرای طرح. و به مردم گفتند برای مدت 3 سال کاشت نکنید و به جای آن به ازای هکتاری مثلا 4یا 5 میلیون تومان پول بگیرید.

طرح "نکاشت" به سرانجام نرسید

کشاورزان به این فکر افتادند که اگر قرار باشد سه سال کشاورزی نکنند، در آنصورت باغها از بین خواهد رفت. علوفه نخواهند داشت که به دام هایشان بدهند. و حتی سبزی و لبنیات را از دست خواهند داد. از لحاظ اجتماعی هم اگر نخواهند کار کنند، کجا باید بروند؟ بروند شهر چه کنند؟ به این ترتیب این طرح به نتیجه نرسید. باید آب شهر و صنعت و کشاورزی را همزمان کم کرد. منتها در اینجا فقط آب کشاورزی نصف می شود و شهر و صنعت را کم نمی کنند. باید از کشورهای پیشرفت الگو گرفت. الان در استرالیا مثلا اگر شهری به آب نیاز دارد، به روستای مجاور می گوید که آب مصرفی تان را نصف کنید و نصف دیگر را به ما بفروشید. کشاورزان می گویند که اگر ما نصف آب را به شما بفروشیم، کشت مان نصف خواهد شد. می گویند شما اگر می خواستید 10 هکتار بکارید، آنرا 5 هکتار کنید ولی در عوض وزارت کشاورزی بذر اصلاح شده، کود و سم می دهد، آن وقت همین 5 هکتار عواید 10 هکتار را خواهد داد. الان اگر آبها را کم می کنند، باید این کار را انجام دهند، ولی وزارت نیرو فقط آب را می بندد و می رود.نمک دریاچه را بردارید

مشکلات ناشی از خشک شدن دریاچه ، یکی ریزگردها است، بعد منظره نامطبوع دریاچه خشک شده است و دیگر تابش آفتاب است که بادهای خشک که در تابستان گرم است و در زمستان سرد، به سمت شهرهای اطراف می وزد. حالا ببینیم چه کار باید کرد؟ می گویند دریاچه باید احیا شود، چه بخواهند دریاچه احیا شود و چه نخواهند احیا شود، نمک های دریاچه باید برداشته شود. مگر نمی گویند نمک باعث ریزگرد می شود؟ خب با برداشتن آنها ریزگردها از بین می رود. اگر نمک ها برداشته شود، دیگر نیازی به هزینه کرد مبالغ هنگفت برای جنگل¬کاری اطراف دریاچه نخواهند بود. چون نمکی نخواهد بود که جنگل ها از بلند شدن ریزگردها جلوگیری کند. در ضمن این نمکی که هست و مردم از آن بعنوان نمک خوراکی استفاده می کنند، در واقع خوراکی نیست و بهترین نمک برای خمیر دندان است. ولی چون قرار نیست که تمام دریاچه احیا شود، اگر قرار باشد با این نمک دریاچه را آب ببندید، آب آنقدر غلیظ می شود که تبدیل به بحر المیت خواهد شد. و هیچ موجودی در آن به عمل نخواهد آمد. ولی اگر نمک آن را برداشتند، ممکن است آنقدری نمک آن کم شود که حتی علاوه بر آرتمیا، ماهی هم به عمل آید و اکوسیستم دریاچه بهتر شود. همینطور آبهای زیرزمینی هم کمتر شور خواهد شد. این از دلایل توجیه برداشت نمک دریاچه است.

نمک دریاچه خوردنی نیست، صنعتی است

می گویند این مقدار نمک را چگونه برداشت کنیم و کجا ببریم؟ ما اگر 5تا دریاچه دیگر مانند ارومیه داشته باشیم، بازهم نمک می خواهیم. من می گویم عدو شود سبب خیر گر خدا خواهد. یک زمان مردم می آمدند چاله می کندند و مشت مشت نمک برای استفاده می بردند، در حالی که این نمک خوردنی نیست، صنعتی است. پروفسور علاقه مند، استاد دانشگاه تبریز وقتی من را دید، گفت من از این نمک نمونه گیری کرده ام و به آمریکا برده ام و معلوم شد این نمک برای خمیر دندان عالی است. یعنی می توانید به تمام دنیا اعلام کنید که اینجا نمکش برای خمیر دندان عالی است و می توانید کیلویی به آنها بفروشید نه تنی.

حالا سوال پیش می آید که این نمک را کجا بریزیم؟ بیایید ببینید که از کجاها نمک استحصال می شود. در گرمسار که دو سوم نمک ایران در آنجا برداشت می شود و گفته می شود که تا 20 سال دیگر نمک آنجا تمام می شود. همینطور در دشت کویر و خور و بیابانک، که در آنجا طرحی است که آلمانی ها در آن شرکت کرده اند و در کویر زهکش ها درست کرده اند و حتی کیلومترها در استان سمنان هم پیشروی کرده اند، که از آن آب می آید و در پایین آن حوضچه و استخر درست کرده اند که آب در آن تبخیر می شود و آنجا کارخانه نمک ساخته اند که به آن می گویند پتاس. اتفاقا در آن منطقه هم از بس چاه زده اند، آنجا هم دیگر آب ندارد. اگر می خواهند دریاچه را احیا کنند، اول نمک دریاچه برداشته شود تا حداقل تبعات بعدی آن منتفی شود.

اگر قرار باشد دریاچه احیا نشود، طرح های جایگزین چیست؟

من می گویم این دریاچه دیگر احیا نمی شود، دکتر ارجمندی مدیر گروه محیط زیست دانشگاه صنعتی شریف گفت که: "دکتر کردوانی حرف هایت درست است. آلمانی ها آمده اند گفته اند اینجا را به پارک خورشیدی تبدیل کنید که تمام برق آذربایجان شرقی و غربی را می تواند بدهد." من پیشنهاد می کنم که طوری کنیم که حتی از اطراف دریاچه آبهای هرز داخل نشود، یعنی هرچه زودتر این دریاچه خشک شود. کشاورز و کشاورزی را هم آزار ندهیم و این همه هزینه در اطرافش نکنید و همان کاری را بکنید که آمریکایی ها کردند. در آنجا هم دریاچه مد در آریزونا و دریاچه تاهو در کالیفرنیا خشک شد. ولی مهندس بروان، فرماندار کالیفرنیا گفت اینجا که من ایستاده ام 10 سال پیش چند متر آب و برف بوده است ولی الان نیست. همه باید 25 درصد مصرف آب شان را کم کنند. خانه و صنعت و همه. سر ماه بررسی کردند که اگر کسی مصرف کم نکرده بود، جریمه اش کردند. دانشگاه شهر درخت زیاد داشت. هم آب رود داشت و هم آب چاه. چاه را بست و آب رود را مصرف نکرد و از فاضلاب شهر تصفیه کرد و برای آبیاری استفاده کرد. اما درباره دریاچه ارومیه می گویند چون رئیس جمهور قول داده است، دریاچه باید احیا شود.

آب شور به چاهها سرایت کرده است و آب 700 روستا شور شده است. 200 روستا را دارند با تانکر آب شرب توزیع می کنند. البته من گفته ام که این کار را نباید کرد. پشت بام ها را درست کنید، آن منطقه سالانه 350 میلی لیتر بارندگی دارد. دیگر مناطق مشابه از آب باران جمع آوری می کنند. با این روش، زنان روستاها باید ساعت ها در صف تانکر منتظر بمانند و کشاورزان باید شاهد تلف شدن دام ها و حیوانات شان باشند.

من می گویم که دریاچه احیا نمی شود، نمک های آن را بردارند و یک لایه اضافه هم بردارند و آنرا بریزند در قسمت شمالی دریاچه که گودتر است تا دریاچه کمی تخت تر شود. بعد دو راهکار وجود دارد،یا بیایند یک لایه 10 سانت ماسه و شن که در آن تخم گیاه مخلوط کرده اند در سراسر منطقه بپاشند. و چون منطقه 350 میلی لیتر بارندگی دارد، علف خودش سبز می شود و تبدیل به علف زار می گردد. یک مدت که گیاه بلند شد، تبدیل به پارک گیاهی می شود و انواع حیوانات، گوزن، گورخر و غیره در آن رها کنند و تبدیل شود به پارک حیوانی گیاهی و اکوسیستم آبی به اکوسیستم گیاهی تبدیل شود. به این ترتیب هوا از علف زار به مناطق مجاور می رسد و مردم صداهای زیبای حیوانات را می شنوند. اگر هم نمی خواهند این خرج را انجام دهند، بروند گیاهانی را که به شوری مقاومند، بکارند. مانند گز.

در حالی که می گویند به چند دلیل باید دریاچه احیا شود، من می گویم به چند دلیل این دریاچه باید خشک شود؛ از لحاظ اقتصادی آبها شور شده است. از لحاظ اجتماعی مردم منطقه دارند مهاجرت می کنند. از لحاظ زیست محیطی خاک ها شور شده است.

روشهای مورداستفاده محققان علوم ژئوماتیک در بررسی وضعیت دریاچه ارومیه

در سالهای اخیر و بعد از جدی شدن بحران دریاچه ارومیه، مطالعات زیادی در زمینه یافتن علل و ریشههای بوجود آورنده بحران، پایش و ارزیابی وضعیت دریاچه در دوره های مختلف زمانی و دستیابی به راه حلهای پیشنهادی برای حل بحران و خروج دریاچه از وضعیت فعلی، توسط محققین داخلی و خارجی انجام شده است. در این میان، در شاخه علوم ژئوماتیک نیز محققان و پژوهشگران ، با استفاده از تکنولوژی و ابزارهای موجود و مورداستفاه در این عرصه، همچون تصاویر سنجندههای ماهواره ای مختلف، تصاویر هوایی، دادههای گرانی و ژئوفیزیکی و همینطور دادههای هیدروگرافی، برای ریشه یابی و پایش وضعیت دریاچه استفاده میکنند.

در این جا به روشهای مورداستفاده محققان علوم ژئوماتیک در بررسی وضعیت دریاچه ارومیه بصورت فهرستوار اشاره میشود:

بیشترین سهم فعالیتهای تحقیقاتی درباره دریاچه ارومیه در زمینه سنجش از دور و استفاده از تصاویر سنجنده های ماهواره ای می باشد که علاوه بر مهندسان نقشه برداری و ژئوماتیک، پژوهشگران رشتههای نزدیک به گرایش سنجش از دور نیز از امکانات آن بهره می برند. برای تحقیقات دریاچه ارومیه بنابر روش و الگوریتم مورداستفاده، میتوان از نتایج هر دو دسته سنجنده های ماهواره ای اپتیک و راداری استفاده کرد. از تصاویر سنجندههای ماهواره ای اپتیک، مانند تصاویر Landsat، Geoeye و غیره جهت پایش خطوط ساحلی دریاچه در فاصله های زمانی مختلف، به هدف استخراج مساحت و محدوده دریاچه و میزان خشک شدن آن در بازه های زمانی مختلف استفاده میشود. همینطور، تصاویر ماهواره ای اپتیکی برای پایش و ارزیابی تغییرات پارامترهای مختلف آب مانند شوری، میزان تبخیر، دما، فیتوپلاکنتونها و ... بر حسب میزان جذب انرژی و انعکاس باند طیفی آنها نیز به کار میرود.

در صورت وجود تصاویر ماهواره ای با تعداد باندهای بیشتر مانند تصاویرHyperion، میتوان از آنها برای استخراج عمق و در نتیجه تعیین توپوگرافی کف دریاچه استفاده کرد. البته باید به این نکته توجه کرد که در دریاچه ارومیه به دلیل میزان بسیار بالای غلظت نمک، انجام این ارزیابیها کار دشواری است. چنانکه ذکر شد، تصاویر سنجنده های ماهواره ای راداری نیز برای بررسی موضوع دریاچه ارومیه قابل استفاده است. میتوان از تصاویر ALOS، ENVISATو Terra-SAR-X برای بررسی میزان نشست دشتهای اطراف دریاچه بر اثر برداشت بی رویه از سفره آبهای زیرزمینی به روش تداخل سنجی رادار دریچه مصنوعی InSAR کمک گرفت. مشابه تحقیقاتی که برای دشتهای رفسنجان و ورامین انجام شده است. علاوه بر این، تصاویر هوایی با قدرت تفکیک بالا مانند UltraCam و همچنین تصاویر LiDAR، ابزار مناسبی برای تعیین حدود ساحلی و عمق یابی میباشد.

افزون بر تصاویر ماهواره ای و سنجش از دور، میتوان با برپایی یک شبکه GIS در منطقه برای نمونه برداری و مدیریت و بررسی اطلاعات دریاچه اقدام کرد. همینطور به کمک GIS و با استفاده از توپوگرافی، الگوی جریان هوایی و بادهای موسمی در منطقه، میتوان حرکت ریزگردهای ناشی از نمکهای دریاچه را مدلسازی نموده و شعاع مناطق و شهرهای تحت تاثیر این پدیده را بدست آورد.

ژئودزی نیز میتواند در زمینه تحقیقات دریاچه ارومیه وارد شود. بطور مثال، ارتفاع سنجی ماهوارهای Satellite Altimetry در صورت وجود گذر بر روی دریاچه، امکان تعیین، پایش و ارزیابی سطح تراز آب دریاچه را فراهم میکند. یا با ایجاد یک شبکه متراکم گرانی در نواحی اطراف دریاچه و مناطق مظنون، میتوان با ارزیابیهای ثقلی، موقعیت حفرههای زیرسطحی را در صورت وجود بررسی کرد.

ارسال نظر

نام:*
ایمیل:*
متن نظر:
  • winkwinkedsmileam
    belayfeelfellowlaughing
    lollovenorecourse
    requestsadtonguewassat
    cryingwhatbullyangry
کد را وارد کنید: *
عکس خوانده نمی شود